• یکشنبه / ۵ بهمن ۱۳۹۹ / ۰۸:۴۷
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد خبر: 99110502749
  • منبع : نمایندگی دانشگاه اصفهان

واکاوی سیاست‌های توسعه طلبانه عربستان در خاورمیانه

واکاوی سیاست‌های توسعه طلبانه عربستان در خاورمیانه

ایسنا/اصفهان عربستان سعودی همواره با سیاست‌های توسعه طلبانه در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس و دخالت در امور دیگر کشورها به دنبال استیلای خود بوده و سبب بی‌ثباتی در منطقه شده است.

عربستان سعودی که بیش از ۶۰ سال دغدغه اصلی‌اش نگهداشت ساختار قدرت سیاسی در داخل از راه خویشتن‌داری در فراسوی مرزهای کشور بود، امروز رمز ماندگاری ساختار قدرت در گستره عربستان را در دنبال کردن سیاست‌های برونگرا و سخت مداخله گرایانه یافته است. عربستان با تکیه بر توانمندی مالی گسترده و بهره‌برداری از سردرگمی آمریکا در خاورمیانه که در کمتر دوره‌ای از تاریخ دیده شده بر آن شده است که به بی‌ثباتی داخلی در کشورهای مخالف خود در منطقه بپردازد و قدرت کشورهای دوست را افزایش دهد.

عربستان همیشه به دنبال این بوده که نقش برادر بزرگ‌تر را برای دیگر کشورهای عربی بازی و سیاست‌های خود را بر این کشورها تحمیل کند و برای رسیدن به این هدف با آمریکا، متحد و سیاست‌های خود را همسوی این کشور کرده است.

برای بررسی بیشتر سیاست‌های توسعه طلبانه عربستان در منطقه و استراتژی دیگر کشورهای خاورمیانه و حاشیه خلیج‌فارس در قبال این توسعه‌طلبی، ایسنا با محمد علی بصیری- استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه اصفهان به گفت‌وگو پرداخت که در ادامه می‌خوانید:

عربستان به دلیل داشتن حرمین شریفین، خود را رهبر جهان سنت می‌داند

بصیری گفت: خواست منطقی این است که کشورها در امور یکدیگر دخالت نکنند، اما واقعیت چیز دیگری است. عربستان سعودی در دو دهه اخیر با اتکا به درآمدهای سرشار نفتی و رشد جمعیت و برنامه و طرح‌های توسعه‌ای که داشته به یکی از قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شده و طبیعت قدرت منطقه‌ای این است که بخواهد در منطقه پیرامونی خود و کشورهای اطراف دخالت کند و این واقعیتی است که برای عربستان رخ داده است.

وی افزود: عربستان به دلیل داشتن حرمین شریفین خود را رهبر جهان سنت می‌داند و نه تنها در کشورهای همسایه دخالت می‌کند بلکه در سایر کشورهای اسلامی نیز برای خود حق دخالت قائل است و در عمل هم برای پیشبرد اهداف خود پول زیادی خرج می‌کند و حتی از فرستادن نیرو به این کشورها نیز رویگردان نیست.

این استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه اصفهان، تصریح کرد: همچنین در شبهِ جزیره عربستان امنیت سیاسی، اقتصادی و نظامی سعودی‌ها بر این است که کشورهای کوچک اقماری اطراف را به نوعی تحت کنترل خودش داشته باشد و عملاً بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با تشکیل شورای همکاری خلیج‌فارس این موضوع به همین سمت سوق پیدا کرد.

کشورهای عربی منطقه حق برادر بزرگ‌تری عربستان را پذیرفته‌اند

بصیری افزود: بنابراین عربستان حق برادر بزرگ‌تر را برای خود در شبه‌جزیره قائل و کشورهای عربی منطقه نیز این حق را پذیرفته‌اند به خصوص کشورهایی مانند کویت، عمان، بحرین و امارات این نقش عربستان را قبول کرده‌اند و تنها قطر اعتراض‌هایی به عربستان داشته است.

وی گفت: بعد از انقلاب اسلامی و سلطه ایران بر خلیج فارس و تنگه هرمز، عربستان مجبور شده لوله‌های نفت را به سمت دریای سرخ و تنگه "باب المندب" که در اختیار مصر و یمن است ببرد به همین دلیل حساسیت بیشتری به یمن دارد و سعی می‌کند در این کشور دولتی همسو با سیاست‌های خود را حاکم کند.

آمریکا در یک دهه اخیر به سمت شرق و مهار چین سوق پیدا کرده است

این کارشناس روابط بین‌الملل اظهار کرد: نکته حائز اهمیت دیگر این است که آمریکایی‌ها در یک دهه اخیر به دنبال این هستند که به تدریج حضور خود را در خاورمیانه کاهش دهند و به سمت شرق و مهار چین بروند و این نقش را به دولت‌های متحد منطقه‌ای خود مانند عربستان، رژیم صهیونیستی، مصر و ترکیه که با آنان روابط استراتژیک دارند واگذار کنند. این عوامل دست به دست هم داده تا عربستان سیاست‌های توسعه طلبانه و دخالت در کشورهای دیگر را دنبال کند و به مهار رقیب‌های بر هم زننده بپردازد.

ایران، عربستان، ترکیه و مصر باید به توافق راهبردی با یکدیگر برسند

بصیری افزود: البته جنبش بیداری اسلامی و بهار عربی که تا مرزهای عربستان کشیده شد باعث شد که این کشور فعال‌تر عمل کند و انتظارِ اینکه عربستان دخالت نکند و به لاک خود برود انتظار واقع‌گرایانه‌ای نیست. راهکار اصولی این است که قدرت‌های چهارگانه منطقه‌ای شامل ایران، عربستان، ترکیه و مصر با یکدیگر به توافق و راهبردی برسند که منافع یکدیگر را به رسمیت بشناسند و از تعارض و تقابل با یکدیگر فاصله بگیرند تا حساسیت‌ها و تنش‌ها کاهش یابد.

قبل از انقلاب، سیاست "دو ستونی نیکسون" امنیت خلیج فارس را تامین می‌کرد

وی گفت: قبل از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۱ که نیروهای انگلیسی تصمیم به  خروج از خلیج فارس گرفتند ریچارد نیکسون- رئیس‌جمهور آمریکا، دکترین خود موسوم به "سیاست دو ستونی" را در خلیج فارس اعمال کرد به این معنا که ایران به عنوان ستون نظامی و عربستان به عنوان ستون مالی امنیت خلیج‌فارس را تأمین کنند. اما با پیروزی انقلاب اسلامی که ایران از این دکترین و پیمان "سنتو" خارج شد عملاً آمریکایی‌ها وارد خلیج فارس شدند و شورای همکاری خلیج‌فارس را برای ستونی که از دست رفته بود تأسیس کردند و تا کنون هم این نقشِ ستون از دست رفته را خودشان بازی کرده‌اند.

این استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه اصفهان، افزود: اما وقتی بخواهند این حضوری که در گذشته داشتند را کاهش دهند طبیعتاً نقش عربستان را پر رنگ می‌کنند و به همین منظور ائتلاف‌هایی را چند بار تشکیل داده‌اند تا این نقش را تقویت کنند. برای مثال در برهه‌ای از زمان ائتلافی میان اردن، مصر و مراکش ایجاد کردند. هم‌اکنون نیز با عادی‌سازی روابط رژیم صهیونیستی با برخی از کشورهای عربی شاید این نقش را به شکل یک پیمان جدید بین کشورهای ارتجاعی منطقه با محوریت عربستان و رژیم صهیونیستی تکمیل کنند.

اراده ایران با وجود تمام فشارها شکسته نشد

بصیری با بیان اینکه اراده ایران با وجود تمام فشارهای وارده شکسته نشده است، خاطرنشان کرد: بسیاری از استراتژیست‌ها و نظریه‌پردازان علم سیاست تأکید کرده‌اند که هدف در جنگ یا دیپلماسی تحمیل اراده به طرف مقابل است نه سوزاندن سرزمین یا کشتن. عملاً در مدتی که ایران را تحت‌فشار حداکثری با انواع تحریم‌ها قرار دادند نتوانستند اراده خود را بر کشورمان تحمیل کنند و حتی می‌توانیم بگوییم که اراده ایران بر آنان تحمیل شده است.

وی افزود: غرب و عربستان خواهان این بودند که ایران حمایت خود را از جبهه مقاومت، فلسطین و یمن قطع کند که با همه فشارها ایران از هیچ یک از این مواضع عقب ننشست. ایران در این تحولات نسبتاً دست برتر را دارد و سیاست اصولی خود را دنبال می‌کند و اراده خود را بر رقبا تقریباً تحمیل کرده است، به همین دلیل ایران می‌تواند در صورت مذاکرات احتمالی با دست بالاتر حاضر شود تا یک نظم جدید منطقه‌ای ایجاد شود و منافع ایران و رقبا از جمله عربستان تأمین شود.

این استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه اصفهان، افزود: نقش بازیگری منطقه‌ای را بیشتر ولیعهد عربستان ایفا می‌کند که البته بیشتر مشاورانش آمریکایی و اسرائیلی هستند. اما همان طور که اشاره شد ایران به خوبی توانسته نقش منطقی و اصولی خود را در منطقه حفظ کند و دست برتر را نسبت به رقبا داشته باشد.

انتهای پیام