• پنجشنبه / ۱۳ آذر ۱۳۹۹ / ۱۴:۴۴
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 99091310368
  • منبع : مطبوعات

محاکمه سه سرباز زندان فشافویه به اتهام قتل

محاکمه سه سرباز زندان فشافویه به اتهام قتل
محاکمه در سال ۹۸، عکس از سایت رکنا

سه سرباز زندان که متهم هستند با ضرب و جرح زندانی فراری، مرگ وی را رقم زده‌اند مدعی هستند که فرمان مافوقشان را اجرا کرده‌اند.

به گزارش ایسنا، روزنامه «جوان» نوشت: اوایل دی‌ سال ‌۹۷، مأموران پلیس از مرگ مشکوک یکی از زندانیان فشافویه در بهداری زندان باخبر و راهی محل شدند. جسد متعلق به مرد ۵۰‌ ساله به نام «بهروز» بود که هنگام انتقال از دادسرا اقدام به فرار کرده و با مأمور بدرقه و سه سرباز درگیر شده بود. مرد زندانی در جریان درگیری به خاطر ضرب و جرح از سوی سه سرباز زخمی شده و بعد از انتقال به بهداری بر اثر شدت جراحات فوت کرده‌ بود. با انتقال جسد به پزشکی قانونی، مأمور زندان و سه سرباز بازداشت شدند.

چهار متهم تحت بازجویی قرار گرفتند. مأمور بدرقه که «حسن» نام داشت گفت: «بهروز به اتهام کلاهبرداری در زندان بود. روز حادثه او و چند زندانی را برای تحقیقات به دادسرا بردیم که در راه برگشت برای اینکه زندانیان راحت سوار شوند پابند آنها را باز کردیم اما بهروز سوءاستفاده کرد و پا به فرار گذاشت. سربازان او را تعقیب کردند و موفق شدند او را دستگیر کنند. بهروز وقتی به ماشین منتقل شد شروع به خودزنی کرد. آنجا بود که از سربازان خواستم او را آرام کنند اما او حمله کرد به همین خاطر درگیری بالا گرفت. در آن درگیری بهروز خونین روی زمین افتاد. بلافاصله او را به بهداری زندان رساندیم و همانجا از کادر پزشکی خواستم به بیمارستانی مجهز منتقل شود اما دو ساعت بعد فهمیدم فوت کرده است.»

سه سرباز نیز وقتی تحت بازجویی قرار گرفتند به جرمشان اقرار کردند.

با اقرار متهمان، سه‌ سرباز به اتهام مشارکت در قتل و مأمور بدرقه به اتهام معاونت در قتل راهی زندان شدند. پرونده در اولین جلسه محاکمه روی میز هیئت قضایی شعبه‌ دهم دادگاه کیفری یک استان تهران قرار گرفت. در آن جلسه اولیای‌ دم درخواست قصاص کردند. سپس متهمان یک به یک در جایگاه ایستادند اما جرمشان را انکار کردند. یکی از سربازها گفت: «بعد از حادثه، مافوقمان قول داد اگر به قتل اعتراف کنیم رضایت اولیای‌ دم را جلب کند. به همین خاطر قتل را گردن گرفتیم اما حالا به قولش عمل نکرده است. ما به دستور او بهروز را کتک زدیم.»

در پایان، هیئت قضایی با توجه به نظریه پزشکی قانونی که اعلام کرده‌ بود مقتول خودش نیز در فوتش مقصر بوده است، متهمان را به پرداخت یک‌چهارم دیه محکوم کرد اما این حکم از سوی قضات دیوان عالی کشور نقض و به همان شعبه ارجاع داده شد.

به این ترتیب پرونده برای دومین بار روی میز هیئت قضایی شعبه‌ دهم دادگاه قرار گرفت. در جلسه رسیدگی اولیای‌ دم بار دیگر درخواست قصاص کردند. سپس مأمور بدرقه با انکار جرمش گفت: «سه سرباز به خاطر فحاشی زندانی تحت‌ تأثیر قرار گرفتند و خودشان او را کتک زدند. من دستوری ندادم.»

سپس سه سرباز نیز با انکار جرمشان گفتند: «ما به دستور مافوقمان، مرد زندانی را کتک زدیم.»

در پایان هیئت قضایی وارد شور شد.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۹-۰۹-۱۳ ۱۶:۱۹

متأسفانه من هم دیدم سرباز وظیفه هایی که بخاطر ترس یا خوش خدمتی برای مرخصی آسون یا ... هر دستوری رو حتی اگر غیرانسانی باشد انجام میدن ، یعنی فراتر از وظایف خودشون رو اجرا می کنند ، البته مــســئله ضـــعــف ها در اخلاقیات و فرهنگ جامعه هم دخیل هست وگرنه رفتار های سادیسمی و وحشیانه لایق هیچ سرباز و نظامی نیست که صفت ایثار و از خود گذشتگی را به دوش میکشد.

avatar
۱۳۹۹-۰۹-۱۴ ۱۵:۲۵

متاسفانه این فرهنگ غلط در ادارات و شرکت‌ها هم هست، به قول معروف :به طرف میگن کلاه بیاور، می‌رود سر می‌آورده

avatar
۱۳۹۹-۰۹-۱۵ ۱۰:۱۹

وقتی به خاطر خودشیرینی دستور غیرقانونی مافوق را انجام می دادید، الان باید تاوان بدهید. اعدام شما باعث خواهد شد تا دیگر سربازان فقط جانب قانون و حمایت از مردم را بگیرند نه از مافوق و مسئولان ظالم و قانون گریز

avatar
۱۳۹۹-۰۹-۱۵ ۱۲:۵۳

سلام قطعا اعدامی در کار نخواهد بود! ولی باید به حقوق زندانی هم احترام گذاشت.

avatar
۱۳۹۹-۱۰-۰۲ ۱۴:۳۵

من سرباز زندانم اینا هرکودوم 160 میلیون دیه دادن آزاد شدن و الان یکیشون دژبانه تو یه زندان و میشناسمش