• سه‌شنبه / ۲۷ آبان ۱۳۹۹ / ۱۰:۲۲
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 99082718448
  • خبرنگار : 71573

«استاد پنبه‌زن، هرچه دیدی دم نزن!»

«استاد پنبه‌زن، هرچه دیدی دم نزن!»

خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- داستان‌هایی از ضرب‌المثل‌ها

«روزی پنبه‌زنی برای لحاف‌دوزی به خانه‌ای رفت. او مشغول کار خود بود که سروصدای اهل خانه به گوشش رسید. آن‌ها با هم جر و بحث می‌کردند و ناسزا می‌گفتند و در تمام طول روز که پنبه‌زن آن‌جا بود، دعوای‌شان پایان نیافت. نزدیک غروب، پنبه‌زن مزدش را گرفت و به خانه خود برگشت. هنگام بازگشت، یکی از همکاران پیر و قدیمی خود را دید و ماجرای آن روز را برایش تعریف کرد.

دوستش که مردی عاقل بود، گفت: «رفیق، در اغلب خانه‌ها از این بگومگوها هست. من و تو وقتی قدم در خانه‌ای گذاشتیم باید اسرار این خانواده را حفظ کنیم؛ یعنی چشم و گوش خود را ببندیم و دیده را نادیده و شنیده را ناشنیده بگیریم. از من به تو نصیحت: استاد پنبه‌زن، هرچه دیدی، دم نزن!»

این مثل را زمانی به کار می‌برند که بخواهند مانع از فاش شدن اسرار کسی شوند.

منبع: «داستان‌هایی از ضرب‌المثل‌ها»، رحیمه قلی‌زاده

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.