• دوشنبه / ۳۱ خرداد ۱۴۰۰ / ۱۵:۵۴
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 1400033123989
  • منبع : مطبوعات

از استودیو و هوم‌آفیس تا انباری و پشت بام

اگر خیلی‌ها ناگزیرند در جایی زندگی کنند که واقعاً خانه نیست اما باید بدانیم که زندگی در خانه حق بدیهی هر انسانی است و خانه با چهاردیواری برابر نیست، خانه جایی برای خواب نیست، خانه جایی برای زندگی است.

به گزارش ایسنا، روزنامه ایران نوشت:‌ «هوم‌آفیس، سیدخندان؛ متراژ ۵۰ متر با یک اتاق خواب ودیعه ۵۰ میلیون تومان بدون کرایه‌بهای ماهانه.» شاید اگر شما هم دنبال اجاره خانه‌ای با قیمت مناسب در تهران می‌گشتید با دیدن این جملات خوشحال می‌شدید و خیلی زود برای اجاره‌کردنش اقدام می‌کردید؛ همان طور که مجید با دیدن این آگهی قند توی دلش آب شد اما... .

مجید، ۳۰ ساله، مدت کوتاهی است در تهران کار پیدا کرده و این روزها دربه‌در دنبال اجاره یک آپارتمان کوچک یا سوئیتی برای خودش است. ماهی چهار میلیون حقوق می‌گیرد و ۵۰ میلیون پول پیش دارد. ترجیح می‌دهد با همین مبلغی که دارد و با کمترین اجاره ماهانه خانه‌ای مناسب برای خودش پیدا کند. برای همین او تا این آگهی را دید ذوق‌زده از این که سرانجام توانسته یک جای مناسب برای اجاره پیدا کند با صاحب ملک تماس گرفت. اما ای دل غافل که از اول اشتباه کرده بود و همان طور که در آگهی آمده بود اساساً خانه‌ای برای اجاره وجود نداشت. او قرار بود به قول صاحب ملک تنها یک مکان استراحت اجاره کند. حالا مکان استراحت یعنی چه؟ خودش می‌گوید: «وقتی با صاحب ملک تماس گرفتم گفت می‌توانی یک جایی برای استراحت داشته باشی. اول منظورش را نفهمیدم تا این که توضیح داد آگهی برای یک دفتر کار است که از ساعت ۵ بعدازظهر به بعد خالی است و اصلاً مشکلی ندارد و راحت می‌توانم در آن استراحت کنم! او گفت وسایل مورد نیازت هم هست اما باید ساعت هشت صبح که خودمان به دفتر نیاز داریم آنجا را ترک کنی. پنجشنبه‌ها تا ساعت ۱۲ باید بیرون باشی و جمعه‌ها البته کامل خانه را داری. فقط باید هر صبح مرتب و تر و تمیز دفتر را تحویل بدهی.»

مجید از سر کنجکاوی به بازدید این دفتر یا همان «خانه - دفتر» (هوم‌آفیس) رفت. یک کاناپه و یک یخچال و گاز رومیزی و چند تا استکان و کتری، همه امکاناتی بود که صاحب ملک از آن تعریف کرده بود: «طرف رسماً دفتر کار را که حتی یک تخت ندارد بعد از ساعت اداری اجاره می‌داد. کلی هم منت می‌گذاشت که تو این وضع مسکن می‌توانی ۵۰ میلیون به ما بدهی تا ما بگذاریم شب روی کاناپه دفترمان بخوابی و صبح هم بروی. واقعاً این آدم‌ها فکر نمی‌کنند هر آدمی‌ شأن و شخصیتی دارد و این رفتارها درست نیست؟ آیا هیچکس روی این موارد نظارتی ندارد و هر کس هر چه را که دلش بخواهد، می‌تواند با قیمت نجومی اجاره بدهد؟»

آگهی مشابهی را هم از اجاره یک هوم‌آفیس در اطراف میدان ولی عصر تهران می‌بینم با ودیعه ۴۰ میلیون تومانی و متراژ ۴۵ متری. انگار این روزها در تهران هیچ چیز عجیب‌تر از پیداکردن یک خانه یا آپارتمان مناسب برای سکونت نیست. جدا از قیمت‌های نجومی انگار هر کس هر چه دم دست دارد بدش نمی‌آید، اجاره بدهد. پای حرف‌های‌شان که می‌نشینی معمولاً یک استدلال ساده دارند. زندگی بالاخره خرج دارد. ما هم باید یکجوری خرج زندگی‌مان را دربیاوریم. انگار نه انگار آن آدمی که می‌خواهد خانه‌شان را اجاره کند انسان است و دلش می‌خواهد در جایی به‌ نام خانه زندگی کند.

آیدین سال‌هاست تنها زندگی می‌کند و از پیداکردن خانه در تهران خاطره‌های تلخ زیادی دارد. او همین چند روز پیش توانست آپارتمانی کوچک اما مناسب برای خودش در یکی از محلات شرق تهران پیدا کند اما به قول خودش آن قدر در مدت پیداکردن این خانه تحقیر شده که حد ندارد: «با این وضعیت کرونا از این معاملات املاکی به بنگاه دیگری رفتن بماند. آن پوزخندهایی که از شنیدن ودیعه ۸۰میلیونی و اجاره دو میلیونی‌ام شنیدم هم بماند اما جاهایی را در این مدت به‌عنوان محل - به اصطلاح - زندگی دیدم که برای خودش داستان دیگری دارد.»

در همین مدت یک انباری در گوشه یک پارکینگ را برای اجاره به او پیشنهاد دادند: «فکر نکن غلو می‌کنم واقعاً انباری در یک گوشه پارکینگ بود که برایش دستشویی گذاشته بودند کنار همان به اصطلاح خانه - پارکینگ چند ماشین پارک شده بود. همان را ۸۰ میلیون در ماه رهن کامل می‌دادند. یک سوئیت کوچک را هم در همین مدت دیدم که صاحبش ادعا می‌کرد استودیو است اما در و پیکر دستشویی‌اش شکسته بود و حمامش حتی دوش نداشت. یک بار هم خانه‌ای دیدم که یک هال داشت و یک اتاق سه متری که با دو پله از هال جدا می‌شد و صاحبخانه‌اش مدعی بود که خانه‌اش دوبلکس است. نمی‌دانم این آدم‌ها واقعاً چطور رویشان می‌شود چنین جاهایی را به یک انسان نشان بدهند آیا هرگز درباره‌ شأن و کرامت انسان‌ها چیزی شنیده‌اند؟»

مریم بعد از دوران دانشجویی برای خودش در تهران کاری پیدا کرد و الان در خیابان جمهوری در یک آپارتمان کوچک زندگی می‌کند. با ودیعه ۶۰ میلیون تومان، ماهی یک و نیم میلیون اجاره‌بها. اما صاحبخانه سر سال گفت باید کرایه‌اش را به سه میلیون و پانصد هزار تومان افزایش دهد: «حالا من چقدر کلاً حقوق می‌گیرم ۴ میلیون تومان یعنی اگر این میزان اجاره بدهم در شهری مثل تهران باید با پانصد هزار تومان زندگی کنم. یک ماه است دنبال خانه می‌گردم و نمی‌توانم برایتان بگویم با چه رفتارهای غیر انسانی و چه جاهایی برای سکونت مواجه شده‌ام. خانمی روی پشت بامش عملاً یک کانکس گذاشته بود و آن را اجاره می‌داد. چقدر؟ صد میلیون ودیعه دومیلیون اجاره بها. همین که مجردی کافی است تا آدم‌ها فکر کنند می‌توانی هر جای نامناسبی زندگی کنی. فکر می‌کنند یک آدم مجرد فقط یک جا برای خواب و استراحت می‌خواهد. باورشان نمی‌شود که یک آدم مجرد هم می‌تواند زندگی مرتبی داشته باشد. یک آدم مجرد هم دوست دارد در جایی‌ تر و تمیز زندگی کند. برای یک آدم مجرد هم خانه تنها جای استراحت و پناهگاهش است. نمی‌دانم چه بلایی بر سر آدم‌های این جامعه آمده که چنین جاهایی را برای رهن و اجاره می‌گذارند اصلاً به نظارت کاری ندارم. سؤالم این است که چطور خودشان رویشان می‌شود چنین جاهایی را برای اجاره به کسی نشان بدهند. تازگی یک زیر زمین پیدا کرده‌ام که کنارش حمام و توالت دارد. اما دست‌ کم می‌شود نام خانه را بر آن گذاشت شاید همان را اجاره کنم که به بودجه‌ام هم می‌خورد.»

احمد هم خانه را دو سال پیش در مجیدیه تهران اجاره کرد. کفپوشش موکتی پاره‌پاره بود و کابینت‌هایش شکسته شده و شیرها همه داغان: «کف را با هزینه خودم پارکت چوبی کردم. کابینت خریدم. شیرها را تعویض کردم و از خانه قدیمی یک جای قابل سکونت و زیبا ساختم. جوری که وقتی صاحبخانه دید باورش نمی‌شد مدام می‌گفت مگر یک مرد مجرد هم این همه با سلیقه می‌شود. خانه را با ودیعه ۱۵ میلیون و دو میلیون تومان اجاره بهای ماهانه گرفتم حال صاحبخانه هم ودیعه و هم اجاره را دو برابر کرده. خیلی خوب می‌داند خرابه‌ای را که تحویل من داده می‌تواند به قیمت بالا اجاره دهد و من هم دوباره باید دربه‌در املاکی‌ها شوم و تا خانه‌ای را می‌سازم روزی از نو روزی از نو.»

محمد، مشاور املاک است. او درباره نحوه نظارت بر اجاره‌دادن می‌گوید: «می‌دانید ما نه درباره تعیین قیمت‌ها نقش داریم نه درباره چیزی که شخص اجاره می‌دهد. ما صرفاً یک واسطه هستیم اما می‌دانم وقتی شرایط اقتصادی نابه‌سامان می‌شود این مشکلات پیش می‌آید؛ به‌ویژه در حوزه اموال غیر منقول چون طبق قانون «مالکیت» محترم است هر کس می‌تواند ملکش را اجاره دهد حالا به هر شکلی باشد یا هر شرایطی داشته باشد.»

مصطفی قلی خسروی، رئیس اتحادیه املاک تهران هم در پاسخ به سؤال ما و درباره نحوه نظارت این اتحادیه بر اجاره دادن هر ملک نامناسبی به مردم می‌گوید: «اصلاً این نظارت در حیطه وظایف این اتحادیه نیست. ما هم مثل اداره راهنمایی و رانندگی تنها وظیفه گواهینامه‌دادن را بر عهده داریم و سیاستگذاری بر عهده افراد دیگری است. نه ما می‌توانیم برای قیمت‌ها کاری کنیم نه درباره این که چه کسی چه ملکی را اجاره می‌دهد، حقی داریم. ما فقط بر تخلفات املاکی‌ها نظارت داریم. مالکیت در اختیار مردم است و نظارت هم بر عهده دولت که نه مردم در حیطه اختیارات ما هستند و نه دولت.»

فرشید اسدی، پژوهشگر حوزه شهری، می‌گوید: «بارها در بنگاه‌های معاملات مسکن تهران و هر کلانشهر دیگری در ایران درباره خانه از تعبیر جایی برای خوابیدن شنیده‌ایم. چه کسی که خانه را اجاره می‌کند گاه از این لفظ استفاده می‌کند چه کسی که آن را اجاره می‌دهد اما واقعیت این است که گاهی این واحدها که برای اجاره‌دادن انتخاب می‌شوند تنها نشانه نقض حرمت انسانی است. خیلی‌ها مجبورند برای حفظ بقا این واحدها را اجاره کنند. اما باید بدانیم که مسکن مفهومش این نیست و خانه جایی برای خواب نیست بلکه مأمنی برای آرامش و آسایش است اگر نمی‌توانیم شرایطی را برای همه انسان‌ها فراهم کنیم که در جایی مناسب زندگی کنند. اگر خیلی‌ها ناگزیرند در جایی زندگی کنند که واقعاً خانه نیست اما باید بدانیم که زندگی در خانه حق بدیهی هر انسانی است و خانه با چهاردیواری برابر نیست، خانه جایی برای خواب نیست، خانه جایی برای زندگی است.»

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.