• دوشنبه / ۱۲ خرداد ۱۳۹۹ / ۱۵:۵۱
  • دسته‌بندی: مازندران
  • کد خبر: 99031207393
  • منبع : نمایندگی مازندران

جرم سازمان یافته سینما و تلویزیون در آمریکا

جرم سازمان یافته سینما و تلویزیون در آمریکا

ایسنا/مازندران این مقاله به بازنمایی جرم سازمان یافته در سینما و تا حدودی فیلم‌های تلویزیونی آمریکا می‌پردازد، این جرائم معمولا با عنوان جرم مافیایی شناخته می‌شوند، تمرکز مقاله بر سینمای هالیوود پس از دهه ۶۰ قرن بیستم و گزاره اصلی این است که تصویر سینمایی و تلویزیونی جرم سازمان یافته در آمریکا بر افسانه پردازی متکی بوده و مهمترین جنبه این بازنمایی تاکید بر ماهیت خانوادگی به اضافه فرهنگ ایتالیایی این فیلم­‌ها است.

اکثر فیلم­‌های مافیایی در امریکا (یا مهم‌ترین فیلم­‌ها) با چند محاکمه مهم از جمله محاکمات کمیته کفاور ۱۹۵۱ (که از تلویزیون نیز پخش می­‌شد) و محاکمه مک کلیلان در ۱۹۶۳ آغاز و با الهام و شبیه­سازی به اطلاعات ارائه شده در این دو پرونده ساخته شد. متاثر از این محاکمات، کتاب پدرخوانده توسط ماریو پوزا در ۱۹۶۹ نوشته شد که مبنای ساخت سه گانه پدرخوانده توسط فرانسیس فورد کوپولا بود و تصور بسیاری از امریکایی ها در مورد جرم مافیایی و سازمان یافته را جهت می‌داد. فیلم­‌های مطرح دیگری مثل اسکارفیس، کازینو، رفقای خوب و... نیز در تقویت افسانه­‌های مافیایی ساخته شده است.

در سینمای امریکا (مشخصا فیلم­‌های مذکور) گروه مافیایی با دو ویژگی تصویر می شود؛ خانوادگی و ایتالیایی(سیسیلی) بودن. در فیلم­‌های مهمی مثل پدرخوانده، رفقای خوب و کازینو، مافیا دارای روابط خانوادگی جدی و سلسله مراتب پدر فرزندی است. سازمان­‌های مجرمانه به روابط خانوادگی بسیار اهمیت می­‌دهند. البته نگرش فیلم­‌ها به فلسفه­ این اهتمام متفاوت است:

 اسکورسیزی در فیلم رفقای خوب و کازینو نشان می‌دهد که اهمیت خانواده در مافیا ذاتی و اخلاقی نیست بلکه ابزاری و برای تقویت کسب و کار است. پْلی چیچرو در رفقای خوب(پدرخوانده سازمان) ضمن اصرار بر اینکه به هِنری اجازه طلاق همسرش را نمی­‌دهد تاکید می­‌کند که خانواده برای مافیا یک امر مقدس است و لااقل باید ظاهر را حفظ کرد.

اما در فیلم پدرخوانده، خانواده در پیوند با اصالت نژادی و ایتالیایی ارزش جدی‌تری دارد و فقط برای ظاهرسازی مورد تاکید قرار نمی­‌گیرد.  خانواده بزرگ کارلئونه با اینکه در آمریکا زندگی می­‌کنند اما اصالت سیسیلی خود را حفظ کرده همدیگر را با این وصف می­‌شناسند. تام (وکیل خانواده) که یک ایرلندی-آمریکایی است و از جوانی در دامان خانواده تربیت شده و رشد کرده به عنوان خارجی شناخته می­‌شود. مایکل(آل پاچینو) نسبت به حضور او احساس خوبی ندارد و این را مانع قوت گرفتن خانواده می‌داند.

هر دو فیلم فوق ضمن تاکید بر خانواده و نژاد و اصالت، این عامل را باعث تضعیف گروه­‌ها معرفی می­‌کنند. در پدرخوانده فردو (داماد خانواده) به خانواده خیانت می­‌کند، سانی(پسر بزرگ کارلئونه) که نقش وارث اصلی و جانشین پدرخوانده را دارد با ناشی­‌گری و کار احساسی خود را به کشتن می­‌دهد و خانواده را به دردسر می­‌اندازد. به همین دلیل است که در پدرخوانده ۲؛ مایکل دوباره تام را استخدام می­‌کند. در رفقای خوب تامی که یک سیسیلی تمام عیار است با خوی خطرناک و خشمگینی مفرطی که دارد برای گروه زحمت درست می­‌کند.

تصویر خانوادگی فیلم‌­ها از گروه مافیایی برخلاف ایدئولوژی حاکم امریکاست که فردگرایی را تقویت می­‌کند. در گروه­‌های مافیایی افراد خود و منافع شخصی را فدای گروه می­‌کنند. در پدرخوانده مایکل، جان خود را برای گروه به خطر می­‌اندازد. فیلم­‌ها ماهیت مشارکتی و پدرسالارانه گروه را عامل توفیق و بقای گروه معرفی می­‌کنند.

علاوه بر خانواده مؤلفه دیگری نیز در گروه مافیایی دخیل و بااهمیت است؛ ایتالیایی بودن. در امریکا گروه­‌های خانوادگی دیگری مثل یهودی­‌ها هم به ارتکاب جرم پرداخته­‌اند اما مورد تاکید فیلم­‌ها نیستند. مطابق تصویر این فیلم­ا فقط خانواده­‌های مافیایی که ایتالیایی باشند موفق عمل می‌کنند. فیلم­‌ها چنین القاء می­‌کنند که تا وقتی خانواده­‌های ایتالیایی هستند مافیا هم ادامه دارد. در رفقای خوب، هنری می­‌گوید فقط کسانی می‌توانند یک عضو کامل گروه باشند که رگ و ریشه­‌شان مستقیما به سیسیل و وطن برسد.

 در مجموع، فیلم­‌ها با پررنگ کردن خانواده و اصالت ایتالیایی، شخصیت مافیایی را با دو چهره تصویر می­‌کشند: از یک سو یک انسان با اصالت و علاقمند به فرهنگ وطن، خانواده­‌دار و مشتاق حفظ علقه‌­های خانوادگی، وفادار به خانواده و فداکار برای آن است و از سوی دیگر یک انسان خشن و مجرم.

اگرچه فیلم‌­های مافیایی از حوادث و محاکمات واقعی الهام گرفته (ماریو پوزا پدرخوانده را بر اساس شهادت جو والاشی در کمیته مک کلیلان نوشت) اما افسانه پردازی در این فیلم­‌ها بسیار است. ویژگی مهم فیلم­‌ها ترکیب واقعیت و افسانه­‌هاست. یکی از مهم‌ترین مصادیق افسانه پردازی و اغراق در مفهوم امرتا (omerta) نمود پیدا می­‌کند. پدیده امرتا(کْددهی) اتفاق رایجی است که در فیلم­‌ها برای شاهدانی رخ می­‌دهد که قرار است علیه گروه مافیایی شهادت بدهند. این کْد لزوما تهدید نیست. در اکثر فیلم­‌های مافیای این پدیده رایج است. صحنه محاکمه مایکل در پدرخوانده ۲؛ نمونه­‌ای از این اغراق و افسانه­‌سازی است. در این صحنه قرار است پنتانجلی علیه مایکل شهادت بدهد. تمام اجزاء فیلم مشابه محاکمه مک کلیلان(یک محاکمه واقعی) تنظیم شده است. با این‌حال به محض ورود مایکل به دادگاه، برادر شاهد یعنی سالواتوره هم وارد می­‌شود. کسی که لباس ایتالیایی پوشیده و کاملا ایتالیایی سخن می­‌گوید. پنتانجلی با دیدن برادر سخنان خود را تغییر می­‌دهد و به این ترتیب محاکمه به نفع مایکل تمام می­‌شود. مشاهده می­‌کنیم که فیلم، پدیده امرتا در کنار افسانه پردازی دیگر (تاکید بر قومیت و فرهنگ ایتالیایی) به واقعیات افزوده می­‌شود.

فیلم­‌ها علاوه بر اینکه در مورد ماهیت و ساختار گروه­­‌های مافیایی اغراق می­‌کنند خطر جرائم این گروه­‌ها را تقلیل می­‌دهند. مخاطبان فیلم­‌ها این گروه‌ها را خطری برای خود نمی­‌بینند. در این فیلم­‌ها مردم عادی آماج خشونت نیستند بلکه فقط کسانی که درگیرند ممکن است در معرض خطر باشند.

یادداشت از دکتر غلامحسین بیابانی استادیار گروه کشف جرایم دانشگاه علوم انتظامی