• شنبه / ۵ بهمن ۱۳۹۸ / ۱۱:۵۶
  • دسته‌بندی: ادبیات و کتاب
  • کد خبر: 98110502985
  • خبرنگار : 71626

چند کتاب داستانی ترجمه منتشر شد

چند کتاب داستانی ترجمه منتشر شد

ترجمه کتاب‌های داستانی «شاهزاده شیر و راز گل سرخ»، «سرد»، «جنگ خانه درختی»، «اسکارلت و آیوی»، «حرف بزن» و «تمامی حقوق محفوظ است» منتشر شد.

به گزارش ایسنا، کتاب «شاهزاده شیر و راز گل سرخ» نوشته دُنا جوناپُلی با ترجمه حسین ابراهیمی‌ (اِلوند) در ۳۱۲ صفحه با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۵۴ هزار تومان توسط نشر پیدایش منتشر شده است. 

نوشته پشت‌ جلد کتاب: اوراسمین، شاهزاده ایرانی، برای روزگار پادشاهی‌اش آموزش می‌بینید. در روز عید قربان، او برخلاف سنت‌های مذهبی و آداب پادشاهی شتری زخمی را به قربانگاه می‌فرستد اما این اشتباهی بزرگ برای شاهزاده است. اوراسمین باید تنبیه شود. او به شکل حیوان درمی‌آید و برای این‌که دوباره به شکل شاهزاده دربیاید باید آزمون‌های بزرگ و سختی را پشت سر بگذارد. عاقبت او می‌تواند در لباس پادشاهی بر سرزمینش حکومت کند؟

کتاب «سرد» نوشته النا رهبری در ۲۹۶ صفحه با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۴۴هزار تومان توسط همین منتشر شده است. 

نوشته پشت‌ جلد کتاب: «ژا»، فرشته رانده‌شده، از ازل قاصد مرگ بوده است. «ژا» به دنبال گمشده‌ای عزیز و آشناست. گمشده‌ای که رازی مخوف در سینه دارد. «آرا»، دخترک نور چشم سردسته‌ یاغیان، آدمکشی مادرزاد است. اسطوره‌ای که شایع است حتی یک قطره خونش بر زمین و دریا نریخته. 

قصه از نیمه‌شبی اسرارآمیز آغاز می‌شود که آرا به طور اتفاقی با «ژا» روبه‌رو می‌شود و بدون هیچ هدفی با این فرشته رانده‌شده در سفری غریب و بی‌بازگشت همراه می‌شود. ولی در ازای این سفر عجیب و ماورایی تمام زوایای پنهان و مستتر حیات و ممات خود را بازمی‌شناسد و «راه رهایی» را می‌یابد. 

رمان کودک «جنگ خانه درختی» نوشته لیسا گرَف با ترجمه فریده خرمی نیز در ۳۱۲ صفحه با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۴۶ هزار تومان توسط نشر یادشده منتشر شده است. 

نوشته پشت‌ جلد کتاب: وقتی پدر و مادر وینی از هم جدا شدند، تصمیم گرفتند که وینی سه روز در هفته پیش هر کدام از آن‌ها باشد و چهارشنبه‌ها را تنها در یک خانه درختی بگذراند که درست بینابین خانه‌های آن‌هاست تا وقتش به طور کاملا مساوی بین آن دو تقسیم شود. 

اما ناکامی و درماندگی وینی به خاطر رفتارهای پدر و مادرش به مرور مثل درخت بزرگی ریشه‌دار می‌شود. 

وینی به این نتیجه می‌رسد که که تنها راه تغییر اوضاع این است که تا وقتی پدر و مادرش سر عقل نیامده‌اند، از خانه درختی تکان نخورد. دوستانش تصمیم می‌گیرند  به او بپیوندند اما آیا با وجود ده بچه در خانه درختی که هر کدام خواسته‌های خودشان را دارند، وینی می‌تواند بهای استقامتش را بپردازد و همه را راضی و خوشحال نگه دارد؟ 

دیگر کتاب تازه منتشرشده در نشر پیدایش، رمان نوجوان «اسکارلت و آیوی» نوشته سوفی کلورلی با ترجمه شهره نورصالحی است که در ۳۳۶ صفحه با شمارگان ۲۰۰۰ نسخه و قیمت ۵۲ هزار تومان به چاپ رسیده است. 

نوشته پشت‌ جلد کتاب: اسکارلت و آ یوی از تعطیلات برمی‌گردند و خیلی زود متوجه می‌شوند که مدرسه در خطر است.

دوقلوها برای نجات مدرسه باید با دشمنان قدیم و جدیدشان مبارزه کنند. اما آیا می‌توانند گره‌ها را به موقع باز کنند و از آخرین راز روک‌وود سر دربیاورند؟ 

«حرف بزن» نوشته لاری هالس اندرسون با ترجمه مریم عربی هم در ۲۵۶ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۴۴ هزار تومان توسط همین نشر منتشر شده است. 

نوشته پشت‌ جلد کتاب: برای ملیندا سوردینو، سال اول دبیرستان وحشتناک شروع می‌شود. مهمانی آخر تابستان را به خاطر تماس با پلیس به هم می‌ریزد و حالا، هم دوستانش و هم غریبه‌ها، همه از او متنفرند. ماه‌ها می‌گذرد و اوضاع بهتر نمی‌شود. او منفور است. پست‌ترین پست‌ها. همه از ملیندا دوری می‌کنند. اما در نهایت اتفاقی را که در مهمانی افتاده، فاش می‌کنند. حقیقت چیست؟ آیا چیزی تغییر می‌کند؟

همچنین «تمامی حقوق محفوظ است» نوشته گرگوری اسکات کاتسولیس با ترجمه میلاد بابانژاد و الهه مرادی در ۵۲۰ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۷۲ هزار تومان توسط نشر یاد شده منتشر شده است. 

نوشته پشت‌ جلد کتاب: زمانی عاشق صحبت کردن بودم، اما با آن همه کلمه چه گفته بودم؟ حالا به نظرم می‌رسید که هیچ نگفته‌ام. واقعا چیز زیادی یادم نمی‌آمد؛ همه می‌دانستند چه اتفاقی قرار است بیفتد. من هم می‌شدم یکی از آن بچه‌های بیچاره‌ای که هر چند وقت یک‌بار در اخبار می‌دیدیم که با چند کلمه اعتراض‌آمیز از صفحه روزگار محو می‌شدند. این کار نابودم می‌کرد. خانواده‌ام را نابود می‌کرد، آن وقت برای چه؟ هر چیزی هم که می‌گفتم هیچ چیز را تغییر نمی‌داد. بعد ناگهان راه دیگری به ذهنم رسید و از آن استفاده کردم، چون این هم یک حق انتخابی بود که داشتم، حق انتخاب من و انتخابی که تا به حال ندیده بودم کسی آن را پیشنهاد دهد یا اصلا انجامش دهد. انگشت شست و اشاره لرزانم را به هم فشردم و گوشه لبم بردم و خطی روی لبم کشیدم. زیپ دهانم را کشیدم و در دلم قسم خوردم که دیگر هرگز صحبت نخواهم کرد.

انتهای پیام