• چهارشنبه / ۲۵ تیر ۱۳۹۹ / ۱۱:۵۵
  • دسته‌بندی: بوشهر
  • کد خبر: 99042518672
  • خبرنگار : 50147

یک روزنامه‌نگار:

کرونا چهره نابرابری و فقر را در جهان عیان کرده است

کرونا چهره نابرابری و فقر را در جهان عیان کرده است

ایسنا/بوشهر مدت‌هاست که واژه هایی مانند ویروس، کرونا، پروتکل، شستشو، بیماری، کووید۱۹، اپیدمی و پاندمی نقل زبان‌ها شده و همه را با حواشی خود درگیر کرده است. در این میان هر فردی به فراخور حال خود از شرایط موجود سهمی برده است؛ وسواس، ابتلا، آسیب، عزا، ترس، یا مرگ!

همه می‌دانیم که جامعه مدرن امروز در مقابله با ویروس همه‌گیر کرونا دچار تغییرات و دگرگونی‌های زیادی خواهد شد. تاکنون نیز جهان در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، هنری و... تاثیرپذیری زیادی از شیوع بیماری کووید ۱۹ داشته است. با «حمید موذنی»، نویسنده و روزنامه‌نگار بوشهری به گفت‌وگو نشستیم تا شیوع ویروس کرونا را از دید جامعه‌شناسانه بررسی کرده و مخاطرات اجتماعی آن را از نظر بگذرانیم؛ ایسنا شما را به خواندن این گفت‌وگو دعوت می‌کند:

*شیوع ویروس کرونا و بیماری کووید۱۹ چه آسیب‌هایی برای روابط دوستانه و عاشقانه در بر داشته است؟

کرونا با دوستی‌ها، سر جدال دارد و خصم عشق است. آنچه که به دوستی‌ها و عشق‌، جلا می بخشد، دیدارها و گفت و شنودهاست و آنچه عشق را مجزا می‌سازد، تپش‌های دلتنگی برای دیدارها، پسِ دیدارهاست. عاشق، سیراب نمی‌شود و سیرابی او ‌در تشنگی مدام است. در واقع، عاشق در همان لحظه‌ی دیدار هم دلتنگ دیدار بعدی است و این هیجانات و تعلیق های از سر دلشوره است که روح عاشق را شیدایی می بخشد و توش و توان او را توامان می‌گیرد و از نو جان تازه می‌بخشد.

کرونا، این بخش مهم عشق را حذف کرده است. آن را پرخطر کرده؛ نه آن خطرهایی که عاشق برای دیدن یار، بدون واهمه به دل آن می‌زند. بلکه خطری که برای خیر یار، باید صبوری کرد و از یار دوری گزید.  

شبکه‌های اجتماعی شاید تا حدودی فاصله‌ها را جبران کنند. اما کیفیت واقعیت دیدار، آغوش، لمس و بوسه را نمی‌تواند جبران کند. اکنون کرونا با عشاق دلسوخته چنین کرده است. اگر در دوران کلاسیک و مدرن، فراق بابت سفر و دوری و دل کندن معشوق بود اما اکنون عاشق و معشوقِ در همسایگی نیز با همه اشتیاق، توان تجربه‌ی تام و تمام یک عشق را ندارند. در کنار عشق درون قلب‌هاشان، کرونا نیز جای گرفته و عاشقی در ندیدن و نبوسیدن معنا می‌یابد و چنین است که کرونا، در حال زدودن معنای عشق و دگرگون ساختن مناسبات و ارتباطات عاشقی است.

*وظیفه رسانه و فعالان اجتماعی و همچنین اندیشمندان و یا دیگر اشخاص فعال در حوزه‌های ادبیات یا هنر و فرهنگ در روزگار کرونا چیست؟

من در کل میانه‌ای با کلمه‌ی وظیفه ندارم. حتی به نظرم شعر شاملو که سروده: «انسان، دشواری وظیفه است» با تبدیل به «انسان، دشواری مسئولیت است» معنای انسانی‌تری می‌یابد. وظیفه کار سرباز است. کار افسر است. کار کارمند است. اما کارِ انسان، مسئولیت است. چرا که آمری از برون، آن را نمی‌طلبد که از درون، انسان به انجام کار انسانی، علاقه‌مند است. وظیفه به رنج ختم نمی‌شود، به مامور و معذور ختم می‌شود. سربازی که دستور شلیک به معترضین را جامه عمل می‌پوشاند، وظیفه‌ی خود را انجام داده است. هیملر و سایر افسرهای نازی انجام وظیفه کرده اند. اما اگر مسئولیت باشد هیچ سربازی به معترضی شلیک نمی کند و هیچ افسر گشتاپویی؛ مرگ، کسب و کارش نمی‌شود. از این رو گفتم در ابتدا توضیحی درباره کلمه‌ی وظیفه بدهم و بعد به مسئولیت روشنفکران و اهالی جامعه مدنی و رسانه‌ها بپردازم.

به عقیده من در وضعیت کرونا، مهم‌ترین کار داشتن شرافت است و همان طور که آلبر کامو در هنگام دریافت جایزه نوبل گفت ما در هر وضعیتی بایست به گفتن حقیقت و عمل در راه آزادی مسئولیت خود را انجام دهیم. کرونا در حال کمک به نظام‌های اقتدارگرا، توتالیتر و پوپولیستی است تا از طریق ترس مفرطی که بر مردمان مستولی شده و نیاز به امنیت دارند، امنیت طلبی مردم را به کنترل بیشتر مفصل‌بندی کند. مسئولیت روشنفکران این است که از صف ترس فراگیر بیرون پریده و از حریم آزادی و دایره حقیقت دفاع نمایند.

*آیا بحران کرونا می‌تواند تبدیل به فرصتی برای انسان‌ها شود؟

کرونا، یک سورپرایز تلخ و نابه‌هنگام بود. ‌همه‌ی کشورها چه توسعه یافته و چه توسعه نیافته با حضور کرونا، دچار غافلگیری شدند. با استمرار یافتن کرونا و اعلام وجوه خطرناک آن در کنار آمار مبتلایان و مرگ‌ومیر هزاران نفر در اقصی نقاط جهان، ترس زیادی همه مردمان را فرا گرفته است.

اگر پاندمی کرونا را ناشی از انتقال ویروس حیوان به انسان بدانیم و همه کشورها بدانند که تخریب بی‌رویه‌ی جنگل‌ها و فضاهای طبیعی و انقراض نسل بسیاری از جانوران منجر به سرایت چنین بیماری‌هایی می‌شود. شاید کرونا در کنار آثار مخرب خود، موجب توجه به حفاظت از زمین هم بشود و بتوان به یک ضرب‌المثل فارسی تاسی کرد که: «عدو شود سبب خیر...»

*بعضی از این دوره به عنوان یک فرصت تلخ و طلایی یاد می‌کنند، چقدر با این اصطلاح موافق هستید و چرا می‌تواند تلخ و یا طلایی باشد؟

همان طور که در پاسخ قبلی عرض کردم، کرونا بابت ترس فراگیری که بر جان همه انسان‌ها انداخته و آمار بسیار بالای ابتلا و مرگ و میر بسیار فاجعه‌ی دهشتناکی است، پس تلخ است و بخش طلایی آن نیز احتمالا به خاطر کمکی است که در این مدت به طبیعت شده است. تعطیلی کارخانه‌ها و پروازها و سفرها و... پس این شرایط از آلایندگی هوا کاسته و بی‌شک در دوران پسا کرونا، کشورهای جهان تجدید نظر کرده و از دخل و تصرف بیش از حد در طبیعت دست نگه داشته و راهکارهای جدیدی را برای پیشرفت و رشد اقتصادی و صنعتی در پیش خواهند گرفت.

*با توجه به بحران اقتصادی و موج بیکاری و گرانی که از سر می‌گذرانیم این فقر و نابرابری زاییده و یا در برابر کرونا چقدر می تواند نوع انسان را برای آینده و ادامه زندگی تضعیف نماید؟

انسان از زمانی که از درخت‌ها به جنگل روی آورد و در ادامه، انسان خردمند شکل گرفت تا به انسان امروزی رسید، مخاطرات، بیماری‌ها، مصائب طبیعی، جنگ ها و قحطی‌های فراوانی را پشت سر گذاشته و از تمامی این میدان‌ها، پیروز خارج شده است. کرونا نیز در آینده به تاریخ پزشکی و اجتماعی انسان وارد شده و از آن به عنوان گذشته‌ای پر خاطره یا پر مخاطره یاد می‌شود. کرونا با اینکه یک سورپرایز تلخ بوده اما قطعاً درس‌های مهمی را برای انسان به همراه خود آورده و می‌آورد و چه بسا دستاورد و تجربه‌ی کرونا از غافلگیری انسان در آینده، جلوگیری کند. 

در خصوص فقر و نابرابری نیز کرونا در همان ابتدای بروز و ظهور خود تاثیراتی را به جا گذاشت. دولت‌های لیبرال، متوجه شدند که کنار کشیدن و عدم دخالت دولت در همه عرصه ها و واگذاری آن به بازار چگونه می‌تواند، آنها را در چنین شرایطی غافلگیر کند. برای مثال، در سپردن امور سلامت به بازار در وضعیت کرونا، نشان داد که دستگاه پزشکی در این موارد تنها به بازار و مشتری نگاه می کند در نتیجه با شیوع کرونا متوجه شدند که چگونه یک بیماری می‌تواند سلامت شهروندان را به خطر بیاندازد. از همین رو دیدیم که دولت‌های لیبرال پس از حضور کرونا در این خصوص مداخله کردند و در نظام‌های اقتدارگرا هم که همیشه جان شهروندان در اولویت قرار ندارد و آنها هم با بیماری‌ای مانند کرونا متوجه شدند بایست به امر سلامت و تخصیص بودجه بیشتر در این حوزه توجه بیشتری نمایند. کرونا به نابرابری و فقر دامن زده اما بیش از آن نابرابری و فقر و تبعیض در جهان را نمایان ساخته است.

*آیا کرونا می‌تواند به بحران هویت و آسیب‌های روحی و روانی افراد بیانجامد؟ راهکار برون‌رفت و یا پیشگیری از این اتفاق برای هر فرد چیست؟

کرونا بابت تغییراتی که در سبک زندگی فردی و اجتماعی شهروندان ایجاد کرده و به همراه خود یک ترس فراگیر را بر همه مستولی نموده، بدون شک به بروز اختلالات روحی و روانی افراد دامن می‌زند. از سویی نیز فقر، بیکاری و تبعات اقتصادی که ناشی از حضور طولانی مدت کرونا ایجاد شده، به تنش در خانواده‌ها و بحران روحی در گروه‌ها و اقشار پایین‌دست اجتماع منجر می‌شود که بدون شک فارغ از عارضه‌های فردی به بحران‌های اجتماعی نیز دامن می‌زند. افزایش بزهکاری، پرخاشگری، خشونت‌های خانوادگی و... از جمله موارد و آسیب‌های ناشی از بحران کرونا است.

*رعایت بهداشت و وسواس‌هایی که همه ما با آن درگیر شده‌ایم تا چه حد می‌تواند سودمند و مفید و یا آسیب‌زا باشد؟

وسواس‌های شست‌وشوی دست تا قبل از بحران کرونا از منظر روانکاوان به عوارض و رخدادهای آسیب‌زای دوران کودکی ارتباط داده می‌شد، اما کرونا این وضعیت را از یک کیس و مراجعه به روانکاو به یک اجتماع عظیم انسانی در مقیاس جهانی تغییر داد. دیگر این وسواس متوجه دوران کودکی نیست بلکه ناشی از یک ترس و اضطراب لحظه‌ی حال و هراس از مرگ است. کرونا، خیلی از روابط، مناسبات، محاورات و سبک‌ زندگی انسان‌ها را دستخوش تغییر کرده و در صورتی که حضور آن بیش از این به درازا بیانجامد چه بسا موجب دائمی شدن این تغییرات به جای موقتی بودن کنونی آنها شود.

انتهای پیام 

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.