• سه‌شنبه / ۱۴ آبان ۱۳۹۸ / ۱۴:۰۵
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 98081408541
  • منبع : فضای مجازی

بیانیه ۸ فارغ‌التحصیل «فرهنگ» در پی حواشی اخیر

image.png

در پی اظهارات اخیر همسر غلامعلی حدادعادل در خصوص تاسیس مدارس «فرهنگ» و حواشی ایجادشده پیرامون این اظهارات، ۸ تن از فارغ‌التحصیلان دبیرستان فرهنگ بیانیه‌ای صادر کردند.

به گزارش ایسنا، متن این بیانیه که در «خبرآنلاین» منتشر شده، به شرح زیر است:

«دبیرستان فرهنگ را می­‌توان نخستین تجربۀ نهادسازی ادبیات و علوم انسانی در آموزش و پرورش معاصر ایران دانست که به کوشش دکتر غلامعلی حداد عادل بنیان نهاده شد. در آن سال‌های اولیه که ما دانش‌آموز مدرسه شدیم، ایشان جمعی از بهترین و فرهیخته‌ترین استادان و دبیران ادبیات و علوم انسانی کشور را گردآورده بود که بعدها یافتن نمونۀ آن یکجا و در یک‌زمان حتی در هیچ دانشگاهی قابل تصور نبود! این تلاش و دلسوزی علمی همراه بود با فضایی مثال­‌زدنی از رواداری و گوناگونی فرهنگی، اعتقادی و سیاسی به گونه‌ای که دانش‌آموزان از خاستگاه­‌های طبقاتی، خاندان­‌های سیاسی و تعلقات دینی و فرهنگی متفاوت و متباین کنار هم می­‌نشستند، مجله منتشر می­‌کردند، شب‌های شعرخوانی و داستان‌خوانی برگزار می‌کردند، به بحث­‌ها و گفت­‌وگوهای داغ ادبی و سیاسی و فکری مشغول می‌شدند و در دیدار با استادان تراز اول کشور، آداب فرهنگ و ادب می‌آموختند. هر چند در سال­‌های بعد از ما فضای مدرسه به همگونی فکری و سیاسی بیشتر خو گرفت اما الگوی دوره­‌های اول مدرسه همچنان در یاد و خاطرۀ جمعیِ عمدۀ دانش‌آموختگان آن سال‌­ها زنده و شیرین مانده تا قدردان فرصت گران‌بهایی باشند که مؤسس و دست‌­اندرکاران مدرسه با وجود دشواری‌­ها و موانع موجود اقتصادی و فرهنگی در اختیارشان گذاشتند.

پیش از مدرسۀ فرهنگ، دبیرستان علوم انسانی مناسب، در رده دبیرستان‌هایی که برای رشته‌های ریاضی و تجربی وجود داشت، مطلقاً یافت نمی‌شد و دریافتی نادرست از بهره هوشی باعث شده بود دانش‌­آموزانی که هم به علوم انسانی علاقمند بودند و هم باهوش تلقی می‌شدند به ناچار به آن رشته‌ها سوق داده شوند. با مدرسه فرهنگ بود که این دیوار بلند و سرسخت فروریخت و الگوی آن در مدارس دولتی سراسر کشور نیز گسترش یافت.
مدرسۀ فرهنگ به معنای واقعی «غیرانتفاعی» بود و سطح شهریۀ آن با مدارس خصوصی امروز و دیروز هم­خوانی نداشت. (بعضاً دانش‌آموزانی علاقمند از خانواده‌هایی با توان اندک مالی رایگان یا با تخفیف در مدرسه فرهنگ ثبت‌نام می‌شدند) در نتیجه، مدرسه فرهنگ بدون امکانات مادی خاص و ویژه‌ تنها به سرمایۀ فرهنگی­‌اش متکی بود.

در  دو دهه گذشته جمع زیادی از دانش‌آموختگان این نهاد نوپا در فضاهای دانشگاهی، فرهنگی، آموزشی و هنری مختلف کشور مشغول به فعالیت حرفه‌­ای سالم در حیطۀ تخصص خویش هستند و برآیند فعالیت­‌ها و کارهایشان از سویی به سود کشور و جامعه و از سوی دیگر در جهت ارتقاء و تقویت ادبیات و علوم انسانی اصیل و نجیب در روزگار متلاطم و آشوبناک امروز است. بدون شک علوم انسانی کشور نیازمند انبوهی از مدارس فرهنگ با آن خصوصیات ناب است تا از مظلومیت تاریخی خویش به درآید و نقش یگانۀ خود را ایفا کند. چنین ضرورتی ایجاب می‌کند تجربه­ جوان این مدرسه از پشتوانه و پشتیبانی ملی درخوری بهره‌مند بماند.

«انسان» هم موضوع ادبیات و علوم انسانی است و هم فاعل آن. ما از آموزگاران­مان آموختیم که در مسیر این شناخت، علم و اخلاق راستین، همتایان یکدیگرند و هر یک با آن دیگری معنا می­‌یابد. علوم انسانی می‌تواند جامعه اخلاق­مدار بسازد و برای رشد خود نیز به دانشورانی باورمند به اخلاق والای انسانی نیازمند است. جوامع رشدیافته با دانش انباشته‌ای از علوم انسانی مستقل، خودبنیاد و روزآمد تحول یافته­ و به پیش ­رفته­‌اند و ما نیز مشمول همین قاعده‌ایم.

تعدادی از ما فارغ‌التحصیلان دوره‌های اول دبیرستان فرهنگ (از ورودی‌های اوایل دهه هفتاد) هر یک مشی و مرام فکری و سیاسی خود را داشته‌ایم - چنانکه از کارنامه هر کداممان برمی‌آید - اما برای پاس داشتن اخلاق و علوم انسانی، در پی ماجراهای غیرمنصفانه‌ای که در این روزهای اخیر پدید آمده، خود را موظف می‌دانیم بگوییم اندیشه تأسیس مدرسه‌ای آبرومند و معتبر برای علوم انسانی در زمان تأسیس دبیرستان فرهنگ اندیشه‌ای مبتکرانه و نوآورانه بود که در سرنوشت علوم انسانی این سرزمین اثری انکارناپذیر گذاشته و ما نیز از منظر انسانی، اخلاقی و علمی خود را وامدار این مدرسه، موسس، مدیران، استادان، معلمان و کارکنان آن می‌دانیم.

امضاکنندگان (به ترتیب الفبا): محسن آزرم؛ منتقد سینما / مهدی آهویی؛ استادیار روابط بین‌الملل دانشگاه تهران / هادی حیدری؛ کارتونیست و روزنامه­‌نگار / علی‌اکبر زین‌­العابدین؛ پژوهشگر آموزش و ادبیات کودک و نوجوان / احمد شکرچی؛ استادیار جامعه‌­شناسی دانشگاه شهیدبهشتی / امیر نصری؛ دانشیار فلسفه­ هنر دانشگاه علامه طباطبایی / محمدمنصور هاشمی؛ نویسنده و پژوهشگر / مهدی یزدانی خرم؛ رمان‌نویس، روزنامه‌­نگار و منتقد ادبیات.»

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
avatar
۱۳۹۸-۰۸-۱۴ ۱۵:۲۱

خب برید خوش باشید که ادای دین کردین به خاندان حداد

avatar
۱۳۹۸-۰۸-۱۴ ۲۰:۴۳

عجب

avatar
۱۳۹۸-۰۸-۱۴ ۲۳:۳۱

تيتر بزنيد: دفاع يزداني خرم از حدادعادل

avatar
۱۳۹۸-۰۸-۱۴ ۲۳:۵۹

بابا جان اینا مدرسه رو برای شماها هم تاسیس نکردن انگیزه اصلی پسرشون بوده این بیانیه ها دیگه چیه؟😁😁😁

avatar
۱۳۹۸-۰۸-۱۵ ۰۸:۵۶

«اثری انکارناپذیر»!؟؟؟ شوخی میکنید! با کمال احترام به جایگاه حرفه ای و شخصیتی هرکدام از امضاء کنندگان؛ اما اولاً ایشان میتونند بگن یعنی اگه این دبیرستان فرهنگ نبود، الان اینها هیچکاره میشدند؟ آیا سعدی و حافظ و عبیدزاکانی و آریان پور و فولادوند و... در این مدارس ساخته شدند؟

avatar
۱۳۹۸-۰۸-۱۷ ۱۰:۲۳

شما هرچقدر هم تلاش کنید، نمی توانید سنت و معلم و شاگردی را در تاریخ علم کتمان کنید. علامه حلی شاگرد خواجه نصیرالدین طوسی است؛ آیزاک نیوتن شاگرد آیزاک بارو است؛ مرتضی مطهری شاگرد امام و علامه طباطبایی است؛ و ... . علامه طباطبایی شاگرد سیدعلی آقای قاضی است؛ و ... . یکی از مهم ترین زمان های تاثیر گذاری بر شخصیت دانشجو و دانش آموز یا طلبه دقیقا حول و حوش سنین بلوغ است. لابد اگر نظر شما را بپذیریم همه این بزرگان بدون استاد خود هم به همان سطح مطلوب می رسیدند!!!!! جسارتا، مشکل اینجاست که خودشان چنین نظر را ندارند و به شاگردی استاد خود افتخار می کردند.

avatar
۱۳۹۸-۰۸-۱۵ ۱۱:۵۸

ای بابا آیا دفاع دارد آن مدرسه و مدیرانش؟یا می خواهید حاشیه امن داشته باشید برای کار و زندگی!

avatar
۱۳۹۸-۰۸-۱۶ ۰۰:۳۹

خوبی این سیاهه این است که مشخص میکند جایگاه این افراد چگونه بدست آمده و‌حفظ شده است.

avatar
۱۳۹۸-۰۸-۱۷ ۰۵:۲۰

سلام، کار سختی هم نیست اگر همین ایسنا یک آمار دقیق منتشر کند که در پنج سال اول ایجاد آن مدرسه، هریک از ورودی‏های آن از کدام اقشار بوده‎اند (فرزند یک کارگر، معلم، یک کارمند، یا ... )، طبیعتا اگر پدر یک دانش‎آموز – مثلا – یک معلم آموزش و پرورش بوده است، یعنی نمی‎توانسته شهریه‎ی بالایی پرداخت کند. حالا اگر همان فرزند در – باز هم مثلا – دانشیار ادبیات دانشگاه تهران است، یعنی دبیرستان فرهنگ کارش را – کم و بیش – درست انجام داده است. ایکاش یاد بگیریم که برمبنای آمارِ دقیق صحبت کنیم. برای اینکه، اگر با همین فرمان جلو برویم، دیگر هیچ‎کس در این جامعه جرات کار فرهنگی و علمی نمی‎کند: همه می‎ترسند که متهم بشوند به سو استفاده از منابع دولتی، رانت‎خواری و جمع‎آوری همه‎ی امکانات کشور برای ژن‎های برتر.

avatar
۱۳۹۸-۰۸-۱۸ ۰۴:۱۲

کار به حداد و مدرسه اش ندارم اما اثرانکار ناپذیر شماها چیه؟کدامتان اثری ماندگار آفریده اید؟برید دنبال کاسبیتون ولمون کنین.روزگاری که با انشا و قطعه ادبی مردم تحت تاثیر قرار میگرفتن گذشته.